تبليغاتX
هبوطی تلخ

هبوطی تلخ

در مملكتی كه فقط دولت حق حرف زدن دارد ،هیچ حرفی را باور نكنید. (دكتر علی شریعتی)


به انتظار ننشینیم ،به انتظار بایستیم

اومدم فقط آدرس خونه جدیدو(aurora25 )بذارم،حیفم اومد این لینک رو نذارم..اگه طبع نازکی دارید نبینید بهتره..من دیدم تا اگه روزی زیر دست و پای  امثال این ها له شدم زیاد شوکه نشم.

این فیلم را این جا ببینید ،حمله به کوی دانشگاه در 25 خرداد ...آن قدر می زنند که خودشان ،همرزمان .... را به حضرت علی و امام حسین قسم می دهند که دیگر جوانان  بی دفاع را نزنند..این است حرمت مسلمانی و برادری در مملکتی که قرار است روزی به امام زمان سپرده شود؟!دین رحمانی اسلام کجا و شماها کجا؟! که مملکت آخرین امامش را می خواهید بسازید!! بعضی وقتا فکر می کنم امام زمان چه قدر مظلومند که اینان شده اند داعیه دار زمینه ساز ظهورش؟!

این هم آدرس خونه جدید، ننوشتن نمی توانم..همین 4 خط رو هم ننویسم احتمالا دلم بیشتر از این ها خواهد پوسید..امید داریم به اصلاح به اصلاح به اصلاح ..خدا نکند روزی همین امیدمان را از دست دهیم..

aurora25



+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/12/04ساعت 12:31  توسط  

چرا؟!

 بلاگفا با این قوانینش به درد پست های عاشقانه و مینی مال های اونجوری(که نمی فهمم چرا فیلتر نمی شند این روزا..)و به قول یکی از دوستان" شرح کوکو سبزی درست کردن برای نهارت" می خوره...پایان تلخش هم فیلتر شدن ،تلخترش مسدود شدن..پس می کوچیم...به سرزمین های منطقی تر.. کوچی برای تکاندن خاک هبوط ...

ما همچنان امیدواریم...( خطاب به دوستانی که بوی نامیدی از پایان هبوط به مشامشون خورده بود.. )

+ نوشته شده در  شنبه 1388/11/24ساعت 12:37  توسط  


ماهی دادن یا ماهیگیری یاد دادن ... مساله این است دوستان ...

علی  رغم نظر برخی از دوستان که شدیدا به این گونه آپ کردن وب نقد دارند این کار رو می کنم..نمی گم مقاله ی جامع اما مقاله ی (از محسن حسام مظاهری ،وبلاگ روستای فطرت آباد )است که نباید از دست بدهید...در ادامه مطلب بخوانید  با دقت..(در قسمت پیوندها و share هم موجود است )



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/11/20ساعت 3:12  توسط  


این که با موافقت رییس دولت دهم باواگذاری اورانیوم غنی شده ،باید موافق یا مخالف بود ، باید گذاشت بر عهده کارشناسان امر...قصد هم ندارم از جریان تعلیق دولت اصلاحات دفاع کنم یا  نفی کنم..اما چند نکته برای من جای سواله...

1- من اخر نفهمیدم چه کسی تصمیم گیرنده نهایی در این قضیه است؟! طبق چیزی که همیشه بیان شده و به روایت منابع رسمی: "در جمهوري اسلامي ايران تعيين سياست هاي كلي نظام برعهده رهبري است و موضوع هسته اي از سياست هاي كلي و مهم خارجي است كه تصميم گيري درباره آن منحصرا در اختيار رهبر معظم انقلاب است"اگه اینه پس چرا دولت اصلاحات هنوزم داره چوب تعلیق رو می خوره ؟! اگه تعلیق اشتباه بود، چرا فقط جناب خاتمی  مورد مواخذه قرار می گیره؟!اگه درست بوده و مورد تایید رهبری ،پس قضیه انفعال و شاه سلطان حسینیسم چیه؟!این قسمت از مصاحبه حسن روحانی را در مورد تعلیق مطالعه بفرمایید1:"مهم تر این که تعلیق در آن مقطع ،حاصل خرد جمعی نظام بوده است.صورت جلسه نشست سران نظام وجود دارد،همه تصمیمات مهم صرفا شفاهی نبوده و تصمیمات بصورت کتبی سندش وجود دارد.توجه داشته باشید که چنین تصمیمات مهمی را هیچ گاه فرد نمی تواند در کشور اتخاذ کند."مقایسه بفرمایید با مستند هسته ای سیمای ضرغامی!!

2-اگه رهبری تعیین کننده هستند و رییس دولت باهاشون هماهنگ هستند بطوری که در رسانه میلی به طور آشکارا موافقت خودشونو اعلام می کنند پس این اظهار نظر رییس مجلس در راستای اهداف کدوم خط مشیه؟!"نماينده‌ مردم قم در خانه‌ ملت، افزود2: "چرا سخن از تحريم ايران مي‌كنيد؟ شما در واقع دنبال نوعي كلاهبرداري سياسي هستيد. شما مي‌خواهيد با تئوري‌سازي مواد غني‌شده‌ي ايران را بگيريد. اگر شما به چنين چيزي تمايل داريد و ما نيازمند آن هستيم بهتر است مواد مورد نيازمان را خريداري كنيم. شما نگران مواد غني‌شده‌ ايران نباشيد."این یعنی رییس دولت متوجه کلاهبرداری نشده ولی رییس مجلس شده؟!

3- این جملات رییس دولت هم بسی مایه شگفتی  ست3:" اگر آنها به تعهد خود عمل نكنند اثبات می‌شود كه حرف آنها درست نبوده است و دست آژانس و امضا كنندگان قرارداد رو می‌شود و ما دستمان باز می‌شود كه كارهای خود را خودمان انجام دهیم. اگر آنها تعامل نكنند محیط بین الملل به نفع ما عوض می‌شود." خود ایشون بارها فرمودند در زمان دولت اصلاحات ،مسئولین بخاطر ترس از غرب فریب خوردند و مملکت آسیب دید و...حالا اگه دوباره از همون سوراخ گزیده بشیم به نفع ماست؟!محیط بین الملل به صداقت ما پی می بره؟اگه می خواست پی ببره که همون سال ها پی می برد!! پس با این حساب باید سپاسگزار دولت خاتمی باشید که دست شما رو خیلی باز کرد؟(به اندازه چندین قطعنامه؟!)

4-تازه همه اینا رو که جواب دادند باید ببینیم احمدی نژاد با رهبری هماهنگند4 یا نه؟! افاضات ایشون با شرایطی که رهبری در چند ماه پیش برای پذیرش مبادله تعیین فرمودند یکم متناقض به نظر می رسه..

5-  می شه از جمله امام مبنی بر شادمان کردن5 دشمنان در این قضیه سو استفاده کرد؟!مثل این که در شب حضور احمدی نژاد در رسانه میلی و ایراد ان سخنان ،کشورهای 1+5 خیلی از دیدن جناب احمدی نژادشادمان شدند (برخلاف ما!!)می شه به احمدی نژاد و سخنانش ایراد و شبهه وارد کرد ،فقط بواسطه استناد به همون جمله امام؟!

به هر حال با این شرایط و دو دستگی و عدم تحمل همدیگه(حتی در ظاهر)  شبیه گاوی شدیم مهیای دوشیدن..(حالا چه هسته ای چه موارد دیگه)خیلی مشمئز کننده ست که اجنبی زحمت دوشیدن منابع کشورو بکشه..مثل این که به لطف میراث نیاکان بدتر از خودمون این حقارت برامون تبدیل شده به عادت...(ناراحت نشید فقط کافیه نگاهی به  میزان صادرات و حجم وارداتمون بکنید تا به معنای دوشیدن کامل پی ببرید،ما نوادگان بواسطه خلاقیتمون متنوعش هم کردیم(دوشندگان گرام را)..امریکایی ..روسی ... چینی ..کره ای..و جدیدا ونزوئلایی)با این همه امیدوارم هوشمندانه ترین و منطقی ترین تصمیم گرفته بشه..

************************
1-ویژه نامه روزنامه خراسان(نوروز 88)صفحه 166
2- متن کامل سخنرانی رو این جا بخونید.
3- متن کامل تر رو   این جا  بخوانید.
4- انتقاد جمهوری اسلامی از سخنان احمدی نژاد رو این جا بخونید و این جا ..
5-همون لینک ش 3 رو بخونید.
6-تاپیک بعدم در مورد قتل های زنجیره ای ست..
****نویسنده وبلاگ تورجان با وثیقه ازاد شد...


+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/11/18ساعت 3:43  توسط   | 


بعد نوشت:اطلاعاتی نسبتا کامل از وقایع زنجان(خرداد 87) را در این جا ،این جا و این جا بخوانید(اطلاعات تکیلی تر را  در آرشیو خرداد 87  وبلاگ از رنجی که می بریم مشاهده بفرمایید) .فقط حیفم اومد کشف بزرگ کیهانیان در آن زمان - در یافتن رد پای کثیف و لجنیاستکبار امپریالیست را در این جریان ،این جا نذارم(دوستان همیشه از عالم اسرار خبر داشته اند)..بعد به مهندس موسوی می گند متوهم..خدا عنایتی کند به این کیهانیان ،ما هم دعا می کنیم..

"سرمايه گذاري دشمن براي انحطاط اخلاقي يكي از معاونان دانشگاه زنجان، زمينه آشوب را در اين دانشگاه ايجاد كرد.
بنابر گزارش منابع موثق پس از لغو مجوز فعاليت تشكل افراطيون وابسته به تحكيم در دانشگاه زنجان، اعضاء اين تشكل در
سناريويي از پيش طراحي شده و با اطلاع از نقاط ضعف اخلاقي معاون دانشجويي اين دانشگاه، وي را در تله جنسي يكي از دختران دانشجو - كه چند تخلف نيز در پرونده انضباطي اش ثبت شده است- گرفتارآورده و زمينه ايجاد آشوب سازماندهي شده در دانشگاه را فراهم آوردند.

 


نتونستم این نامه رو نذارم..رنج نامه ی است..

شش نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان كه معترض و افشاكننده برخی مسایل اخلاقی منتسب به معاون دانشگاه زنجان، از یك دانشجوی دختر بودند، مجازات می شوند.اتهام این دانشجویان "تشویش اذهان عمومی و تحریك به تجمع غیرقانونی به قصد برهم زدن امنیت كشور" است.در این رابطه بهرام واحدی، سورنا هاشمی، آرش رایجی، پیام شكیبا و محمد حسن جنیدی، به یك سال زندان و علیرضا فیروزی به یك سال و چهار ماه زندان محكوم گردیدند.در این حال اصغر هاشمی، پدر دانشجوی در بند سورنا هاشمی، كه خود در جنگ ایران و عراق به اسارت درآمده بوده، در نامه ای برای فرزندش می نویسد: «روزگاری از همه چیز گذشتم تا تو آزاد باشی حال كه آزاد نیستی همه چیزم را می دهم برای سلامتی ات!»

متن كامل (درد)نامه این رزمنده را در زیر بخوانید.


به نام خالق پاكی ها

سورنا، پسرم، روزگاری بود كه عكس كوچكت در پس زمینه خاك خاكریز دم به دم زمزمه التماس آلود چشمانم بود، خاك ِ تن به تیغ می تكاندیم و در راه حفظ وطن می رفتیم.

وطن ترینم تو بودی و جان سپر جانت كردم، تنها نبودم، هزاران بودیم، تنها نبودم…

روزی به تلخی این روزها باران گلوله و خمپاره زمین را گهواره صدها شیرمرد كرد… به خواب می رفتند آرام و لبخند از خاطره خنده ی مادر، همسر، فرزند می زدند و خرسند از باروت و گلوله ای كه دیگر نمی توانست تنی را خونین كند…

من نیز سهم ام را گرفتم، چكمه ای به خون آغشته از زخم صورتم، كابل برق با تكه های تنم… اسارت را به جان خریدم خرسند از این كه تو آزادی، تو می خندی، تنها نبودم…

نشانمان بی نشانی، مفقود الاثر بودیم و ماه و سال یكی از بیماری، یكی زیر شكنجه، یكی به رگبار گلوله چشم می بست… هیچ نشانی از اسارت ما نبود.

دل گره زدم به ضریح میله های زندان كه تو را آزاد ببینم، لباسم دخیل زخم های دوستان و همرزمانم شد تا تو گزندی نبینی…

امروز اما تلخ تر از آن روزهاست… تو در بندی، تو اسیری، تو نمی خندی… بیش از یك ماه می گذرد و نشانی جز اسارت تو ندارم…

وای بر من! نكند اسارت را از من به ارث بردی؟!

چرا تنها ماندم؟ همرزمانم كجایند؟ .. نكند نمی دانند؟! نمی دانند كه تو از دو سالگی با عراقی ها می جنگیدی؟! كه تركش از تنم در می آوردی؟!

تنهایم…

سورنا جان! پسرم، ماجرای دانشگاه زنجان را فراموش نكرده ام:
همرزم من نبودند آنان كه به ..كردند!
همرزم من نبودند آنان كه در اندیشه حاشا بودند!
همرزم من نبودند آنان كه تو را به بند كشیدند، از تحصیل محروم كردند…

همرزمانم را خوب می شناسم!

بگذارید فكر كنم كه اینها از ما نیستند، بیگانه اند كه چنین جفا می كنند
بگذارید فكر كنم همه آن روز شهید شدند و من زنده ماندم تا زجر بكشم… تا آن روز كه اگر شهیدی زنده مانده ندایم را پاسخ گوید!

روزگاری از همه چیز گذشتم تا تو آزاد باشی حال كه آزاد نیستی همه چیزم را می دهم برای سلامتی ات!

و برای دوباره دیدنت…
اصغر هاشمی

منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/14ساعت 19:49  توسط  


" آقای نخست وزیر مشروب نمی خورد
آقای نخست وزیر دود نمی كشد
آقای نخست وزیر در خانه ای حقیر اقامت دارد
ولی بیچارگان حتی خانه ی حقیری هم ندارند .
ـــــــــــــــ
كاش گفته می شد :
آقای نخست وزیر مست است
آقای نخست وزیر دودی است

اما حتی یك فقیر میان مردم نیست ."

برتولت برشت

همیشه به این نکته اعتقاد داشتم"همونطور که شاه کاخ نشین ، مردمو کاخ نشین نکرد..قرار نیست  مردم با کوخ نشینی مسئولین این نظام هم ،از کوخ نشینی نجات یابند.."هیچ موقع نشده  از این که مهمانان یه مقام مسئول روی زمین می شینند یا در تبلیغات رسانه میلی ،خونه محقرشونو به رخ ملت می کشند ،احساس شعف کنم که مطمئنم با این ژست ها معجزه رفاه حاصل نخواهد شد.. شاید بطور غیر مستقیم از ملت می خواهند که به حداقل راضی باش..

محمد قوچانی در هفته نامه ایران دخت این موضوع رو در نوشته ای   تحت عنوان "فقر استبداد می آورد -ثروت،آزادی" به زیبایی به چالش می کشه و به قمست هایی از مقاله آقای داور"نماینده مجلس و وزیر سابق فلاحت و فوائد عامه رضا خان"اشاره می کنه..خوندن قسمت هایی از این مقاله خالی از لطف نیست..

...اما مهمتر از ان نکته ای است که داور در سال 1305 آن را فهمید و روشنفکران و دولتمردان ما هنوز نفهمیده اند .هنوز روشنفکران ما افتخار می کنند (و البته نوعا دروغ می گویند)که فقیر هستند تا بتوانند شعار حمایت از فقرا دهند گویی با فقر می توان فقر را نابود کرد و هنوز دولتمردان ما افتخار می کنند (و البته نوعا راست نمی گویند )که ساده زیست هستند تا برچسب سرمایه دار بر آن ها نخورد.هنوز اخلاق درویشی-این آفت به جای مانده از عصر تصوف -بر اخلاق فردی و اجتماعی ما ایرانیان غالب است و قناعت ارزش است.در جایی که داور به درستی می گوید" اقتصاد علم ثروت است نه فقر و ثروت است که فقر را ریشه کن می کند نه قناعت".هنوز ما باور داریم که پول کثیف است و ثروت اخلاق را فاسد می کند اما علی اکبر داور می نویسد :"طرز تولید ثروت اساس اخلاق و ادبیات و  سیاست ملل دنیا است.".... داور رابطه ی میان میان سیاست و اقتصاد و اخلاق را به خوبی در ک می کند:"یقین داشته باشید ملت قانع گدا خواهد شد.مردمی که بگویند "گرنباشد شانه از بهر ریش ،شانه بتوان کرد با انگشت خویش ..مستحق نکبت و ادبارند.قومی که گفت گر نباشد فرش ابریشم طراز ،با حصیر کهنه مسجد بساز..این قوم به قدری دون همت از کار در می آید که یک مشت ...روی گرده ....مملکت و همه چیزش سوار می شود و پیش چشم درویش مسلکش با عصمتش بازی می کند."

احمد پور نجاتی در مقاله ی تحت عنوان "ساده زیستی معطوف به قدرت،رذیلتی در قواره فضیلت "به نکته جالبی اشاره می کنه:"حتی بسیاری از مبارزان سیاسی پیش از انقلاب ، شهید بهشتی را به خاطر نوع نگاه واقع گرا و اعتدالی اش به ویژه در زندگی خانوادگی و فراهم ساختن اسباب رفاه نسبی ، آراستگی ظاهر،گرایش های مدرن در نگرش به زندگی و در یك كلام ، اعتقاد به برخورداری از زندگی بهتر ،انقلابی نمی دانستند."تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل...


+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/11/13ساعت 2:18  توسط   |